تندیس مهر باستان

برجسته ترين و برگزيده ترين وقايع تاريخ ايران باستان

تندیس مهر باستان | تخت جمشید در گذر زمان (1)

سید سهیل مهرزاد
تندیس مهر باستان برجسته ترين و برگزيده ترين وقايع تاريخ ايران باستان

تخت جمشید در گذر زمان (قسمت اول)

 

تخت جمشید در گذر زمان 1

 

           تخت جم، ای سراینده داستان                  ای یادگار شوکت ایران باستان

    جام جهان نمایی وداستانسرای جم            آیینه گذشته و آینده جهان

 

 تخت جمشید تنها یک مجموعه معماری نیست، بلکه آیینه ای است که درآن علم و فن و هنر و اعتقاد ایرانیان کهن انعکاس یافته است. پادشاهان هخامنشی تنها فرمان برپایی کاخها و عمارتهای تخت جمشید را صادرکرده اند، درصورتی که خالق واقعی آنها دست های پرتوان کارگران و معماران و هنرمندانی بوده است که با  بهره گیری ازاندیشه و بینش دینی زمان، یادگاری چنان بزرگ را ازخود به جا گذاشته اند. این پدیده را نباید دست کم گرفت. باید با دیده بصیرت به آن نگریست. باید ازآن پند آموخت. باید درآن ریشه کهن فرهنگ تناوراین مرزو بوم را جستجو کرد. باید با تأمل و تعمق آن، استعدادها و خلاقیت های ایرانیان را شناخت و از آن عبرت گرفت. تخت جمشید یک مدرسه است، یک کتاب است، یک روایتگر پیراست، تخت جمشید یک آیینه است. در تخت جمشید همه چیز معنی دار و پررمز و رازاست. هیچ نقشی بی منظور بردرودیوارها ننشسته است. همه تاریخ است، همه فرهنگ است. همه پند است .

 

نام و نشان تخت جمشید

 

تخت جمشید در نزدیکی شهر مرودشت و در فاصله حدود 65 کیلومتری شیراز واقع است. یونانیان به آن پرسپولیس می گفتند و در ایران قدیم از آن به عنوان های چهل مناره یا چهل ستون نام برده شده است. تخت جمشید از جمله آثار باستانی مهم ایران بوده که توجه جهانگردان و مستشرقان را به خود جلب کرده بود. اودریش فون پوردنون کشیش آلمانی و جهانگردی که در سال 1318 میلادی  (717 هجری قمری) به ایران آمد و در مسیر خود از تخت جمشید بازدید نمود درباره آن نوشته است . در اینجا به شهری می رسیم که (کنام) نام دارد و سابقاً شهر بزرگی بوده است و درسابق به رومیها خسارات بسیار وارد آورد. حصار این شهر 50 میل طول دارد. در این شهر هنوز چندین قصر پابرجا است ولی احدی در آن منزل ندارد. در سال 1447 میلادی/ 878 هجری قمری نیز جهانگرد دیگری به نام جوزف باربارو از تخت جمشید دیدن کرده و نوشته است که آن محل به چهار مناره شهرت داشته، باربارو برخی ازنقش های تخت جمشید را  شبیه نقش هایی توصیف کرده که اروپائیان از پدر آسمانی خود می ساخته اند، او درباره نقش فروهر نوشته است . می گویند آن نقش سلیمان است. در زمان صفویه جهانگردان بسیاری در هیئت های سیاسی و بازرگانی به ایران آمدند و بیشتر آنها از تخت جمشید بازدید کردند.ازاقدامات مهم جهانگردان و بازدیدکنندگان تخت جمشید، کشف راز میخی بود. در سال 1765 میلادی/ 1144 هجری شمسی، جهانگرد محقق به نام کارستن نیبور در مدت اقامت 3 هفته ای خود در تخت جمشید، نقشه کامل آن را ترسیم و کتیبه های میخی را به دقت رونویس کرد و در سال 1802 میلادی/ 1181 هجری شمسی گئورگ فریدریش گروتفند با استفاده از آن   رونویس ها توانست کلید خواندن خط میخی باستان را به دست آورد. درباره ماهیت تخت جمشید اظهار نظرهای جالب و متفاوتی ابراز شده است. بعضی آن را مقبره نوح دانسته اند، برخی تالار دادگاه، برخی کاخ کوروش، برخی معبد و برخی پرستشگاه بت پرستان. هنوز هم ماهیت اصلی تخت جمشید آشکار نشده است. شادروان حسن پیرنیا آن را بقایای یک ارگ یا یک قلعه دانسته است که داریوش در هنگام توقف های طولانی، اقامت در آن را بر بابل و شوش و همدان ترجیح می داد. م.موله نیز معتقد است که شاهان هخامنشی، نوروز را در تخت جمشید برپا می داشتند. رمن گیر شمن با اطمینان و به تفضیل رابطه تخت جمشید را با نوروز این گونه بیان کرده است: پیش از انجام تشریفات نوروز، بزرگان و نمایندگان کشورها به تخت جمشید می آمدند و در دشت وسیع مرودشت و مغرب تخت جمشید قرار گرفته، هزاران خیمه می زدند، روز نوروز بزرگان و نجبای پارسی و مادی از پله وسیعی که بالای تخت جمشید قرار گرفته بالا می رفتند و از دروازه بزرگ خشایارشا از میان مجسمه هایی که نیمه پیکرشان انسان و نیمه دیگر حیوان است و به عنوان نگهبان مدخل کاخ قرار داده شده عبور می کردند و پس از آن وارد حیاط مقابل در آپادانا می شدند. پذیرایی اشخاص در کاخ داریوش انجام می گرفت و در پایان پذیرایی، شاه و میهمانان از همان راهی که وارد تالار شده بودند، به سوی سه دروازه مراجعت می کردند و از در شرقی خارج می شدند. سپس شاه و همراهانش از طرف جنوب وارد تالار صدستون می شدند. پیش از ورود شاه به تالار صد ستون، رؤسای نمایندگان ملت ها و همراهانشان که هدایای قیمتی در دست داشتند، به طرف تالار تخت (صدستون) روان می شدند. اطراف آنها سربازان جاویدان حرکت می کردند، رؤسای نمایندگان از پله های بزرگ تخت جمشید بالا می رفتند و از دروازه بزرگ خشایارشاه عبور می کردند. سپس از در شرقی تالارمجاوردروازه گذشته، وارد خیابان طویلی می شدند. در انتهای خیابان دروازه دیگری بود که ناتمام مانده بود، دعوت شدگان از مقابل آن دروازه نیز عبور کرده، داخل حیاط بزرگی می شدند. در آن جا سران بزرگ لشگر در تالار ستون داری گرد می آمدند. آنگاه دعوت شدگان را به دربار در تالار تخت راهنمایی می کردند، رؤسای ملت ها یکی پس از دیگری وارد تالار تخت جمشید می شدند و در پیشگاه شاه هدایای خود را تقدیم می کردند. در این تالار میهمان از طریق دیدن نقش برجسته ها و علایم و نشانه ها و توضیحاتی که به آنها داده شده، با دیدگاه های سیاسی و اعتقادی شاه آشنا می شدند. نمایندگان ملت ها پس از اتمام مأموریت خود، از همان راهی که آمده بودند، مراجعت می کردند و از دروازه بزرگ خشایارشا خارج می شدند. با وجود اینکه ماهیت تخت جمشید هنوز کاملاً روشن نشده، تمامی مستشرقان و ایران شناسان، جایگاه با اهمیت آن را در دنیای قدیم یادآوری کرده اند.

 

شکل گیری تخت جمشید

 

بنای تخت جمشید در حدود سال 518 پیش از میلاد به فرمان داریوش هخامنشی آغاز شد. برای فراهم آوردن زمینه ایجاد تخت جمشید، نخست بخشی از دامنه جنوب غربی کوه رحمت به مساحت حدود 2 کیلومتر مربع با بریدن و شکستن سنگها تسطیح گردید و در جبهه های غرب و جنوب در سطح ایجاد شده، با سنگهای بزرگ تراشیده، دیواری کشیده شد تا مکان آماده به صورت سکویی درآید. چنین سکویی را اجداد داریوش نیز ایجاد می کردند تا کاخ های کوچک خود را بر روی آن بنا کنند.کاخ شوش تازه به پایان رسیده بود که داریوش تصمیم گرفت مقرّ دیگری در تخت جمشید پارس، سرزمین اصلی خود بنا کند. بدین ترتیب به فرمان او شالوده بناهای تخت جمشید برفراز سکوی آماده شده، آغاز شد. سکوی تخت جمشید 8 تا 18 متر تا زمین های اطراف ارتفاع داشت و نخست جهت دسترسی به بالای سکو در سمت شمال غربی، دو مجموعه پلکان به طور قرینه بر دوسوی یک فضای پس نشسته و یک سکوی کوچک، ملحق به سکوی اصلی ساخته شد و بر هر طرف 110 پله به طول 90/6 متر و راتفاع 10 سانتیمتر ایجاد گردید. پله ها در سنگ تراشیده شدند و هر 4 یا 5 پله در یک قطعه سنگ بزرگ یکپارچه تعبیه گردید. ارتفاع پله ها کم بوده که اسب سوران بتوانند به آسانی از آنها بالا بروند. بر گرد سکوی تخت جمشید دیوار دفاعی بلندی از خشت خام ساخته شد، آنگاه بناهای عظیم و باشکوه تخت جمشید، یکی پس از دیگری بر روی سکو بنیان نهاده شد. کار ساختمان بناهای   تخت جمشید در زمان داریوش هخامنشی آغاز و تا زمان اردشیر سوم ادامه یافت. داریوش برای ساختمان و آرایش تخت جمشید، معماران و هنرمندانی را که کاخ او را در شوش ساخته بودند مأمور کرد در زمان او علاوه بر سکوی اصلی و پلکان و دیوار دفاعی، آپادانا یا تالار بارعام و تچر یا کاخ داریوش و منبع آب و زهکشی ها و بخش هایی از خزانه شاهی ساخته شد و به دستور خشایارشا، پسر داریوش آپادانا به اتمام رسید، ساختمان تالار ستون آغاز شده، دروازه ملت ها یا دروازه خشایارشا ساخته شد، کاخ خشایارشا یا هدیش ساخته شد و کار ساختمان خزانه شاهی به اتمام رسید و در زمان اردشیر اول ساختمان تالار صد ستون که در دوران خشایارشا آغاز شده بود به اتمام رسید و کاخ اردشیر اول ساخته شد. همچنین ساختمان دروازه ناتمام آغاز شد، جایگاه سربازان ساخته شد و دو ردیف اتاق در طرفین خیابان ورود به محوطه، جلو تالار صد ستون بنیان گرفت.تا زمان اردشیر سوم (359ـ338 هجری قمری) ساخت و ساز و تکمیل بناهای روی صفه تخت جمشید ادامه داشت و ظاهراً کاخ اردشیر سوم آخرین بنای با اهمیتی بود که در تخت جمشید ساخته شد و هنوز بناها و آثار نیمه تمامی وجود داشت که کار آنها هیچ گاه به اتمام نرسید.

 

مصالح ساختمانی بناهای تخت جمشید

 

ابنیه تخت جمشید بر فراز سکویی احداث گردیده و اجداد داریوش نیز عمارات خود را بر سطح چنان سکویی ایجاد می کردند. سنگ در معماری هخامنشی جایگاه خاصی داشت. در تخت جمشید نیز بیشتر ستون ها، جرزها و درگاه ها از سنگ ساخته شده اند. بعد از چیدن دیوارها، سنگ های بزرگ را تراشیده و دمدار می کردند و آنگاه آنها را روی هم می چیدند. گاهی به جای ملات از قیر استفاده می کردند اما در بیشتر موارد سنگ ها را می تراشیدند و بدون ملاط روی هم می چیدند و به وسیله بست آهنی به هم متصل می کردند. درتخت جمشید از خشت و گل زیاد استفاده شده است. در برخی تالارها و عمارات وسیع، دیوارها از خشت و گل و قاب ورودی ها و پنجره ها از سنگ تراشیده شده اند، روی دیوارهای گلی را با گچ منقوش یا آجرهای لعابدار منقوش پوشانیده اند. دیواردفاعی تخت جمشید هم از خشت و هم از گل بوده است. پوشش تالارها از چوب سدر یا سرو و برفراز ستون های سنگی استوار بوده است. چوب تنها در پوشش کاربرد نداشته بلکه برخی از ستون ها نیز چوبی بوده که بر پایه ستون های سنگی استقرار می یافته است. شواهدی در دست است که درها و برخی نقش های حجاری شده در تخت جمشید با ورقه طلا و فلزات گرانبها مزین بوده و دور از واقعیت نمی تواند باشد که در تخت جمشید هم مانند شوش از نقره ، مس ، عاج لاجورد و عقیق در تزئینات و نماسازی استفاده شده است. رنگ نیز در تزئینات معماری تخت جمشید عنصر مهم و قابل توجهی بوده است و تیرهای چوبی سقف تزئین رنگی داشته اند. بسیاری از تأسیسات تخت جمشید را سازندگان آپادانا ساخته اند و مصالحی را در آن به کاربرده اند که در شوش مورد استفاده قرار گرفته است. برای آگاهی از چگونگی بنای تخت جمشید و مصالح به کار رفته در آن بخش هایی از گزارش داریوش درباره کاخ شوش را مرور می کنیم: این کاخی است که من (داریوش) در شوش بنا کرده ام. تزئینات آن از راه دور آورده شده ... چوب سدر را از کوه موسوم به جبل لبنان آورده اند ... چوب میش مکن از کنداره و کرمان حمل شده، طلایی که در اینجا به کار رفته از ساردس و بلخ آورده شد. سنگ لاجورد عقیق که در اینجا استعمال شده از خوارزم آورده اند. نقره و مس که در اینجا به کار رفته از مصر آورده شده، تزئیناتی که دیوارها را مزین داشته اند، از ایونیه آورده شده، عاجی که به کار رفته شده از حبشه، هند و رخج حمل شده، ستون های سنگی که در اینجا کار گذاشته شده از شهری به نام ابیردوش در ایلام آورده شده. شواهد و یافته های باستان شناسی در تخت جمشید حاکی از این واقعیت هستند که مصالح و بناهای تخت جمشید نیز همانند کاخ شوش بوده است.

ادامه دارد....

www.tandismehr.ir

شرکت تندیس مهر باستان

/ تندیس و پیکره / تندیس ومولاژ / مجسمه و حجم سازی/ دروازه ملل / ستون و سرستون/ مبلمان /

/تندیس مشاهیر/ کتیبه / دکوراسیون / غرفه های نمایشگاهی/

/ فایبرگلاس / چوب / رزین / پلیستر/ سنگ /  شبه سنگ /

 


موضوعات مرتبط: تخت جمشید در گذر زمان (1)

تاريخ : جمعه هشتم شهریور ۱۳۸۷ | 10:16 | نویسنده : سید سهیل مهرزاد |
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وب

   سيد سهيل مهرزاد       
موضوعات وب
فال حافظ
رتبه الکسا

ویژه اسلاید اسکین
ساعت

جستجو



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
ذکر ایام هفته

ربات مترجم
امکانات وب