تندیس مهر باستان

برجسته ترين و برگزيده ترين وقايع تاريخ ايران باستان

تندیس مهر باستان

سید سهیل مهرزاد
تندیس مهر باستان برجسته ترين و برگزيده ترين وقايع تاريخ ايران باستان

مقایسه کتیبه ها و آثار هخامنشی با آیات قرآن کریم

 

مقایسه کتیبه ها و آثار هخامنشی با آیات قرآن کریم

 

وقتی به نوشته ها و کتیبه های  کوروش ، داریوش و خشایار عمیق نگاه کنیم و آنرا با برخی آیات قرآن مقایسه کنیم ، در شگفت خواهیم ماند از این همه شباهت و البته درس بزرگی از آن خواهیم گرفت . درسی که به همه بشریت می آموزد که سرزمین ایرانیان مهد خدا پرستی و یکتا پرستی بوده است .  

مثلا در منشور کوروش شما به جمله ای برخورد می کنید با این کلمات که : هر کسی مسوول اعمال خویش است و حالا شما همین جمله را در کنار آیه ای از سوره صافات قراردهید آنجا که خدا می فرماید : وما تجزون الا ما کنتم تعملون یعنی هرکسی مسوول اعمال خویش است و نان از کشته خود می خورد و یا جملاتی را که در کتیبه داریوش و خشایار می بینید ، با آیات قرآن مقایسه کنید : مثلا : بنام آنکه انسان را آفرید 1، بنام آنکه آسمان را برافراشت 2، بنام آنکه زمین را مسطح خلق کرد 3، بنام آنکه شادی را آفرید 4 و یا آنجا که داریوش یه پسرش وصیت می کند هر کس باید آزاد باشد و از هر کیش(دین) که میل دارد پیروی نماید .5

۱- سوره علق : اقرا باسم رب الذی خلق خلق الانسان .... (بخوان بنام آنکه انسان را آفرید)

۲- سوره غاشیه آیه ۱۸: ... و الی السماء کیف رفعت ...(آیا نمی بینید کی آسمان را برافراشت ؟ )


3- سوره  غاشیه آیه ۲۰: ...والی الرض کیف سطحت ...(آیا نمی بینی کی زمین را مسطح خلق کرد ؟)

4- سوره نجم آیه۴۳ : ...منم که می خندانم (شادی را خلق می کنم)

5- سوره  بقره آیه 256: لااکراه فی الدین ... (درقبول دین اجباری نیست)

و یا در فروهر وقتی خوب بنگریم می بینیم که پیرمردی (مغ یا همان مرجع دینی ما) در حالیکه حلقه عهد را (حلقه عهد است برای همین در سراسر زمین وقتی هر زن و شوهری به همسری یکدیگر در می آیند با در دست کردن حلقه به دست چپ یکدیگر نسبت به وفاداری به یکدیگر تعهد و عهد ابدی می بندند ) به دست چپ دارد با دست راستش به سوی آسمان دارد با خدای خویش گفتگو می کند که خدایا من آن پیمانی راکه روزازل ازمن گرفتی به آن متعهد و وفادارم.

سوره یس : الم اعهد الیکم یا بنی آدم ....آیا من از شما فرزندان آدم (انسانها) عهد و پیمان نگرفتم؟ و یا سوره اعراف آیه 172 آنجا که می فرماید : إِذْ أَخَذَرَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی الست بربکم یعنی آیا پروردگارتان از شما پیمان نگرفت که من پروردگار شمایم ؟ و انسانها جواب دادند بلی و همینطور وقتی به حلقه کمر او می نگریم که نشان از این دارد که ما از آسمان آمدیم و به سوی آسمان می رویم یاد این آیه از سوره قرآن افتادم که خداوند می فرماید : سوره بقره : انا لله و انا الیه راجعون یعنی : ما از خداییم و به سوی خدا می رویم . ویا زمانیکه به بال فرشته گونه فروهر می نگریم به این معنا که روح انسان از بالا در آن دمیده شده ناخودآگاه به یاد این آیه از قرآن افتادم که : سوره : حجر آیه 29 ... نفخت فیه من روحی ... یعنی ای انسان من از روح خودم درتو دمیدم  .

تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل !!!!!!!

 

 



تاريخ : سه شنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ | 10:56 | نویسنده : سید سهیل مهرزاد |

بنام آنكه انسان را آفريد

      بنام آنكه انسان را آفريد

 

گل لوتوس در دست داريوش هنوز هم هديه صلح و دوستي به تمام جهانيان است

نياكان ما اين تمدن و اخلاق را راحت و آسوده  بدست نياوردند و براي ساخت

چنين ميراث گرانبها ، فداكاريها و جا نفشانيها كرده اند و ماوارث بالحق آنانيم.

پس قدر اين ميراث را بدانيم و از گوهري كه به يادگار برايمان مانده حفاظت كنيم.

آنرا ازلاي دستمالي كه درگوشه صندوق خانه دلمان است بيرون بكشيم ،

با گلاب شستشو دهيم و به خود ببالیم که ایرانی هستیم .

سيد سهيل مهرزاد

 

                                                                           



تاريخ : شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ | 17:52 | نویسنده : سید سهیل مهرزاد |

نوروز جشن ايرانيان

 

نوروز جشن ايرانيان

 

نوروز بزرگترين جشن ملی ايرانيان است. كهن ترين جشنی كه آغاز سال را در بر ميگيرد. جشن رستاخيز طبيعت و تجديد زندگی. جشن حركت ، جنبش ، تكاپو و كار.

عيد نوروز و گرامی بودن آن نزد ايرانيان ، بسيار قديمی و كهن است چنانچه پيدايش آن را به جمشيد نسبت داده اند. جشن آغاز سال ، تجديد زمان ، تجديد حيات و آفرينش است كه برگزار ميشود.نخستين كسی كه نوروز را پديدار ساخت و برقرار كرد كياجم (جمشيد) بود. سبب آنكه وی در نوروز دنيا را به  تصرف درآورد و ايرانشهر را به غايت آبادانی رسانيد و پس از آن مقرر كرد تا مرتب نوروز را جشن سازند. نوروز ايرانی جشن ويژه اهورامزدا است.  نخستين روز هر ماه اورمزد نام دارد و هم روزی است كه آفرينش جهان در آن روز واقع شده و پس از بعث و رستاخيز مردگان و از ميان رفتن بدان و اهريمن و ديوان جهان نو ميشود.  در اين روز جهان آفريده شد و انسان خلق گشت و مقدرات برای هر ماه و هر روز تقسيم شد.  بخت و سرنوشت مردم تعيين گشت و مردم به حوادثی كه در اين روز روی دهد تفال زده و خوبی و بدی آن را پيشگوئی ميكنند چنانچه از سبز كردن انواع غلات نوع غله ای را كه در آن سال محصول بيشتری ميداد پيش گوئی ميكردند. از زمان ساسانيان جشن سال نو و نوروز در آغاز بهار برگزار ميشده است. همچنين سال به دو بخش تقسيم ميشده آغاز تابستان (اول بهار) و آغاز زمستان (اول پائيز) كه جشن نوروزو جشن مهرگان هردو با مراسمي تقريبا همسان رواج داشت. آثاری كه در تخت جمشيد به شكل حجاری باقی است ، نمايندگان تابعه ملل گوناگون را نمايش ميدهد كه تحف و هدايايی آورده و در انتظارند كه به ترتيب به حضور شاهنشاه رسند كه آنرارسمی از رسوم آيينی نوروزی ميدانند.برای آغاز سال نو مردم شست و شو و غسل های ويژه و اعتراف به گناهان و طلب بخشش و آمرزش از دوستان و معاشران و خانه تكانی و نو كردن و سفره پهن كردن و ميهمانی دادن و سور برپا داشتن و به ياد مردگان بودن انجام ميدادند.مراسم و آدابی كه روزهاي پيش ازجشن نوروز و مهرگان و روزهای پس از آن انجام ميگرديد افروختن آتش برای راندن ارواح خبيثه و شياطين و نيز دود كردن اسفند وكندرو صمغ و گياهان ويژه برای استمرار سلامتی و تندرستی بوده اند. يكی از مراسم سال نو كه در آخرين روزهای سال انجام ميشد يادكرد از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان واهدای نذوروصدقات و خيرات برای آنان است وبلافاصله در نخستين روز بهار مراسم سور و سرور و شادی وجشن آغاز ميشد.    

                                                                      

مراسم نوروزی

 

 یکی از مراسم نوروز مراسم میر نوروزی بوده است . ميرنوروزی عبارت از فردی عامی و از توده و عوام الناس بوده كه او را تحت شرايطی برگزيده و برای چند روز زمام امور شهری را به عهده اش می سپردند و تفريح ميكردند. در ايام نوروز محض تفريح عمومی و خنده و بازی ميرنوروزی را بر تخت شاهی می نشاندند و پس از انقضای ايام جشن سلطنت او نيز پايان ميافت.

از دوران كهن يكی از آيين های نوروزی سبز كردن دانه ها و حبوبی است كه  بويژه  زنان در ظروف گوناگونی بعمل آورده و روز سيزدهم نوروز و جشن بهاری دسته جمعی به بيرون شهر رفته و آن را به آب روان می افكنند.اين سبزه ها را گاه به گونه هفت كه از اعداد مقدس است سبز ميشد. اقلامی كه از دانه ها سبز ميكردند عبارت بود از : گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، كنجد، باقلا، كاجيله، ذرت و ماش. در سفره های هفت سين معمولا سه ظرف سبزه به عنوان كنايه از سه اصل دينی: انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك قرار ميدادند كه اغلب گندم و جو و ارزن بود.  امروزه نيز يكی از رسوم جشن سال نو در ايران سبز كردن سبزه در ظروف سفالی است كه در آغاز اعتدال بهاری انجام ميشود. چه بسا سبز كردن سبزه خود نمادی از تكرار آفرينش باشد و يادبود آفرينش ازلی ونخستين است.در جشن نوروز مردم به هم آب ميپاشيدند و اين سنت از آداب كهن ايرانی است و در زمان ساسانيان معمول بوده است و هنوز در ميان ارمنيها و زرتشتيها چنين رسمی باقی است. درقديم درهنگام نوروز و مهرگان نمايندگان ملل تابعه و وزيران و بزرگان كشوری و لشگری و نمايندگان اصناف وبرزيگران وغيره هدايايی را طی تشريفات به  حضور شاه پيش كش كرده  و شاهنشاه خود در اين مراسم حضورمی يافت. روز نخست فروردين نوروز عامه يا نوروزكوچك است. روزششم فروردين يا خردادروزاز ماه فروردين تولد زرتشت بوده و در آن روز بسا از حوادث بزرگ روی داده. در رساله ای ازدوران ساسانی موسوم به “روز خرداد ماه فروردين” كه نوروز خاصه است آمده اغلب حوادث مهم ملی و دينی ايرانيان در چنين روزی روی داده است.

از دیگر مراسم نوروزی هفت سين، خطبه خوانی، بار عام و دادخواهی، اهدای هدايا ونوعی تاديه مالياتی و ترتيب به حضور بار يافتن طبقات گوناگون و بسا امور ديگر بوده است كه كم و بيش در جشن مهرگان نيز انجام ميشده است. سفره هفت سين امروزی همان سفره ای بوده كه جهت ارواح درگذشتگان در هر خانه ای گسترده ميشد.

يكی از اقلام عمده سفره هفت سين آب است، كنايه از آنكه سراسر سال آبسالی باشد و آب در سفره نوروزی چون ساير چيزها، نشانه باروری و بركت ميباشد. تخم مرغ نيز در سفره نوروزی، نشان نطفه و نژاد است. آيينه و سمنو كه از جوانه های تازه رسيده گندم پخته ميشود، سنجد كه نشان عشق و دلدادگی و زايش وتولد است و ماهی كه نشان برج حوت (ماهی) يا اسفند كه سپری شده و سيب كه ميوه ايست با راز و رمزعشق وزايش و انار كه ميوه درختی مقدس نزد ايرانيان است و سكه های تازه ضرب كه  نشان بركت و ثروت و دارندگی است، وگل بيد مشك كه نمايشگر امشاسپند سپندارمذ و گل ويژه اسفند ماه است و نارنج كه گوی مانند چون زمين است در ظزفی از آب و دانه هايی مقدس اسپند كه بخوری بسيار جالب توجه است و شمع و لاله و بسياری چيزهای ديگر در سفره هفت سين از لوازم ميباشد. دراغلب نقاط و شهرهای ايران، هفت سين با كم و بيش اختلافی مرسوم است. در سفره ويژه: يك ظرف كوچك سمنو، يك يا چند عدد سكه نو ضرب، يك ظرف كوچك چينی يا بلور از سركه، چند دانه سير، ظرف كوچكی سنجد، مقداری سماق، ظرفی سيب، و مقداری سبزه قرار دارد. به احتمال در زمانهای گذشته به جای هفت سين، هفت شين نيز در سفره نوروزی معمول بوده است مثل شهد، شير، شراب، شكر، شمع، شمشاد، شايه يا همان تخم مرغ .هفت سين بموجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزی قرار ميگيرد.كسی كه صبح عيد وارد خانه شود اگر زن باشد بد است و اگر مرد بيايد خوب است. بطور كلی كسی كه وارد خانه ميشود بايد خوش قدم باشد و بگويد: صد سال به اين سال ها برسيد. در صورتيكه خود صاحبخانه خوش قدم باشد، بايد از در خانه بيرون برود و برگردد. هر كسی در اين روز شادی و خرمی بكند تا سال ديگر به او خوش خواهد گذشت.     

 

نوروز از ديدگاه اسلام

 

در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسى رحمه الله پيرامون عيد نوروز روايات متعددى نقل شده به طوریكه در جلد 59 بيش از 45 صفحه به اين موضوع اختصاص يافته است. در اين مختصر، به بخش‏هايى از آن مباحث اشاره مى‏شود:

معلى بن خنيس نقل كرده است كه روز نوروز بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم، امام عليه السلام خطاب به من فرمود: آيا اين روز را مى‏شناسى؟ عرض كردم، قربانت‏شوم، اين روزى است كه ايرانى‏ها آن را بزرگ و نيكو مى‏شمارند و به همديگر هديه مى‏دهند. پس امام فرمودند: علت اين امر را كه بسى ديرينه است‏برايت تشريح خواهم كرد. عرض كردم اگر اين موضوع را از ناحيه شما فراگيرم بهتر از آن است كه گذشتگانم زنده شوند و دشمنانم نابود گردند!

امام صادق(ع) فرمود: نوروز, روزى است كه خداوند از بندگانش پيمان هايى گرفت كه تنها خداى يكتا رابپرستند, و براى او همتا قرار ندهند, و ايمان به رسولان و حجت هاى خدا و امامان(ع) بياورند, و روزى است كه كشتى نوح(ع) بر كوه جودى نشست. نوروز همان روزى است كه ابراهيم خليل(ع) بت هاى قومش را  كه در آن روز براى شركت در مراسم جشن از شهر خارج شده بودند شكست. نوروز، روزی است که خورشید در آن طلوع کرده و هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آنروزدرانتظار از میان رفتن سختی هاییم؛ درچنين روزى حضرت مهدى عليه السلام ظهور مى ‏فرمايد وما انتظار فرج آن حضرت را در چنين روزى داريم; براى اين‏كه نوروز از ما و شيعيان ماست. نوروز براى مسافرت خوب و براى زراعت و طلب حوايج ‏بسيار نيكوست، عقد نكاح و ازدواج در چنين روزى بسيار شايسته است. مجوسيان نيز از قديم, به نوروز اهميت مى دادند و درآن روزبه همديگر تبريك مى گفتند و براى همديگر هديه مى فرستادند. همچنين گفته اند: درعصر خلافت اميرمومنان على(ع), مجوسيان چند ظرف نقره كه درآن شكر ريخته بودند, در نوروز به آن حضرت هديه كردند, آن حضرت هديه آنها را پذيرفت و شكرها را بين ياران خود تقسيم كرد, و آن ظروف را به عنوان جزيه (ماليات سرانه آنها) قبول كرد. بنابر همان روايت امام صادق(ع), حادثه شگفت زنده شدن هزاران نفر از بنى اسرائيل قبل از اسلام ـ به فرمان خدا كه در آيه 243 بقره به آن اشاره شده است ـ در نوروز رخ داده است كه در يكى از شهرهاى شام, بر اثر رواج بيمارى طاعون, بسيارى مردند. اين بيمارى در حقيقت مجازاتى از طرف خدا براى آنها بود, زيرا رهبر الهى شان آنها را به جهاد با دشمن فرا خوانده بود, ولى آنها سرپيچى كرده بودند. در اين ميان هزاران نفر (طبق پاره اى روايات, ده هزار يا هفتاد هزار يا هشتاد هزار نفر) به بهانه گريز از طاعون, از شهر خارج شدند, و پس از فرار, در خود احساس قدرت و استقلال نمودند و با ناديده گرفتن اراده الهى, و چشم دوختن به عوامل طبيعى, دچار غرور شدند, خداوند آنها را نيز در همان بيابان با همان بيمارى نابود ساخت. ساليانى گذشت, و حضرت حزقيل(ع) ـ يكى از پيامبران بنى اسرائيل ـ از آن جا عبور مى كرد, و ازخدا خواست كه آنها را زنده كند, خداوند دعاى او را اجابت كرد. آن روزیكه آنها زنده شدند, نوروز بود.

از مجموع اين مطالب به دست می آيد كه نوروز, قبل از اسلام, روز محترم و خاصى بوده و با پيدايى رخدادهايى در آن روز كه غالبا مثبت بوده اند بر اهميت و شهرت آن افزوده شده است.

در حديث معلى بن خنيس (9) از امام صادق(ع) ـ كه علامه مجلسى مى گويد آن را در كتب معتبر ديده است ـ به چند رخداد بزرگ در نوروز, بعد از اسلام اشاره شده است, از جمله فرمود نوروز روزى است كه :

1ـ جبرئيل برپيامبرنازل شد.

2ـ پيامبر(ص), على(ع) را بر دوش خود گرفت, تا على(ع) بت هاى قريش را از بالاى خانه كعبه فرو ريزد. هم چنين ابراهيم(ع) در چنين روزى بت ها را شكست.                                         

3ـ پيامبر(ص) به اصحاب خود امر كرد (در روز غدير خم) با على(ع) به عنوان اميرمومنان, بيعت كنند.

4ـ پيامبر(ص) على(ع) را به ((وادى جنيان)) فرستاد, تا از آنها در پذيرش اسلام و پيامبر(ص) بيعت بگيرد.

5 ـ در چنين روزى (بعد از مرگ عثمان) براى خلافت حضرت على(ع) بيعتى دوباره شد.

6ـ در چنين روزى على(ع) درجنگ نهروان برخوارج پيروز شد وسردمدار خوارج را كشت.           
7ـ در چنين روزى قائم ما (عج) و صاحب امر از پرده غيب آشكار مى شود.
                                             
8ـ در چنين روزى قائم ما (عج) بر دجال (طاغوت خودكامه عصر) پيروز مى گردد و او را در ميدان كناسه كوفه به دار مى كشد.

9ـ هيچ نوروزى بر ما نمى گذرد مگر اين كه ما در آن روز اميد فرج قائم(عج) را داريم, زيرا آن روز, از روزهاى ما و از روزهاى شيعيان ما است, عجم ها آن را پاس داشتند ولى شما (عرب ها) آن را تباه ساختيد.

اعمال نوروز

 

عالم بزرگ و مجتهد سترگ, بنيانگذار حوزه علميه نجف اشرف, شيخ طوسى (متوفاى سال 460 هـ.ق) در كتاب المصباح المتهجد از معلى بن خنيس روايت مى كند كه امام صادق(ع) فرمود: هرگاه نوروز فرا رسيد, در آن روز غسل كن و پاكيزه ترين لباس ها را بپوش و با بهترين عطرها خود را خوشبو نما و در اين روز روزه بگير و پس از انجام نافله نمازها و پس از نماز ظهر و عصر دو نماز دو ركعتى (به نيت نماز نوروز) بخوان. در نماز اول, در ركعت اول پس از حمد ده بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره كافرون را بخوان و در نماز دوم در ركعت اول پس از حمد  ده بار سوره توحيد و در ركعت دوم پس از حمد ده بار سوره ناس و سوره فلق را بخوان و پس از نماز سجده شكر به جاى آر و در اين سجده دعاى زير را بخوان كه در اين صورت خداوند گناهان پنجاه سال تو (يا پنج سال تو) را (اگر با شرايط باشد) مى بخشد. آن دعا اين است:

اللهم صل على محمد و آل محمد,الاوصيإ المرضيين,وعلى ارواحهم و اجسادهم.

دعا درمفاتيح الجنان ذكر شده است در نوروز اين فراز از دعا را بسيار برخوان كه يا ذاالجلال والاكرام.               

محدث خبير, رشيد الدين طبرسى (متوفاى سال 588 هـ.ق) در كتاب مناقب روايت كرده كه منصور دوانيقى ـ دومين خليفه عباسى ـ از امام كاظم(ع) تقاضا كرد تا روز نوروز در مجلس جشن او براى تبريك حضور يابد و هدايايى را كه مردم مي آورند بپذيرد. امام كاظم(ع) اين تقاضا را رد كرد. منصور گفت : ما اين مراسم را براى سياست و تدبير امور ارتشيان, انجام مى دهيم, تو را به خداى بزرگ سوگند مى دهم, در اين مجلس حضور داشته باش. امام كاظم(ع) در آن مجلس حضور يافت, اميران, فرماندهان, سرداران و ارتشيان و مردمان به محضر آنحضرت مي آمدند و تبريك عرض مى كردند, و هدايايى را مىآوردند, خادم منصور آن جا حاضر بود, و آن هدايا را بازبينى مى كرد, در لحظات آخرين, پيرمردى وارد شد وبه امام كاظم(ع) عرض كرد: اى پسر دختر رسول خدا! من فقيرى تهى دست هستم, از اين رو چيزى نداشتم هديه بياورم, ولى سه بيت شعرى را كه جدم در سوگ جدت امام حسين(ع) سروده, به شما هديه مى كنم, و آن سه بيت چنين است :

درشگفتم از آن شمشيرهاى برنده كه تيزى آنها درمعركه عاشورا برپيكرغبارآلودت فرود آمدند ونيزدرشگفتم از آن تيرهايى كه در برابرچشم بانوان حرم درپيكرت فرورفتند درحاليكه آنان جدت را به مددكارى مي طلبيدند و سيلاب اشك از ديدگان شان روان بود. چرا سر و صداى آن تيرها از پيكر مقدس و شكوهمندت دور و پراكنده نشدند؟
امام كاظم(ع) به او فرمود: هديه ات را پذيرفتم, بنشين, خداوند به تو بركت دهد. آن گاه امام به خادم فرمود: نزد رئيس (منصور) برو و مجموع اين هدايا را به او گزارش بده, و بپرس كه آنها را چه كنم؟ خادم چنين كرد, سپس به حضور امام كاظم(ع) بازگشت و گفت: منصور مى گويد: همه آنها را به تو بخشيدم, اختيار آنها با شماست. آنگاه امام كاظم(ع) همه آن هدايا را به آن پيرمرد بخشيد.

 عيد نوروز شايد يكي از مهم ترين و سازگارترين اعياد بشري باشد. نمايش طبيعت در اين فصل به اوج كمال خود مي رسد و طبيعت پس از مرگ ظاهري در زمستان، دوباره در آغاز فصل بهار زندگي را مي روياند و گل و گياه و سبزه وچمن از زمين برمي آيد. اين گونه است كه آدمي را در هيجاني از زندگي كمال فرو مي برد و جيك جيك گنجشكان بر شاخسار درختان تازه به گل و جوانه نشسته را برمي انگيزد و آن را به انسان منتقل مي سازد. اين گونه است كه آدمي متأثر از طبيعت شاد و پرنشاط به وجد مي آيد و هيجان خود را همانند پرندگان بروز مي دهد و به شادي و نشاط مي پردازد.    

 

موسسه بین المللی جهان گردشگری باستان

سید سهیل مهرزاد

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پي نوشت ها :
    1- راغب اصفهاني، المفردات، تهران، دفتر نشر الكتاب، دوم، ص .213
    2- حر عاملي، وسائل الشيعه، دار احياء التراث، ج 5، ص .115
    3- وسائل الشيعه، همان، ج 5، ص .15و ج 7، صص 346
    4- ميرزا حسين نوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، ج 6، ص 150، حديث 6670/.3
    5- بحارالانوار، ج 86، ص 276؛ ج 89، ص 276و ج 98، ص .351
    6- نهج البلاغه، همان، حكمت .428
    7- مستدرك الوسائل، همان، ص 154، روايت 6680/.8
    8- مستدرك الوسائل، همان، ص 154، روايت 6678/.7
    9- كنز العمال، حديث 24094و .24095
    10- بحارالانوار، همان، ج 91، ص . ج 59، صص 1 92 118
    11- همان، ج 98، ص .188 ج 101، ص .100 

www.tandismehr.ir

شرکت تندیس مهر باستان

/ تندیس و پیکره / تندیس ومولاژ / مجسمه و حجم سازی/ دروازه ملل / ستون و سرستون/ مبلمان /

/تندیس مشاهیر/ کتیبه / دکوراسیون / غرفه های نمایشگاهی/

/ فایبرگلاس / چوب / رزین / پلیستر/ سنگ /  شبه سنگ /


موضوعات مرتبط: نوروز جشن ايرانيان

تاريخ : یکشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۹ | 23:1 | نویسنده : سید سهیل مهرزاد |

كوچ نشيني هخامنشيان

 

كوچ نشيني هخامنشيان

هخامنشيان عادت باستاني كوچ كردن را فراموش نكردند، و معمولاً همه سال را در يك جا به سر نمي بردند، بلكه برحسب اقتضاي آب و‌هوا، هرفصلي را در يكي از پايتخت‌هاي خود سر مي كردند. درفصل سرما،دربابل و شوش اقامت داشتند، و درفصل خنكي هوا به همدان مي رفتند كه دردامنه كوه الوند افتاده بود وهواي لطيف و تازه و خنك داشت. اين سه شهر«پايتخت»به معني اداري وسياسي واقتصادي بودند،اما دوشهرديگرهم بودند كه«پايتخت آئينيِ» هخامنشيان بشمار مي رفتند، يكي پاسارگاد كه درآنجا آيين وتشريفات  تاجگذاري شاهان هخامنشي برگزار مي شد، و ديگري «پارْسَهْ» كه براي پاره اي تشريفات ديگر به كار مي آمد. اين دو شهر«زادگاه» و «پرورشگاه» و به اصطلاح «گهواره» پارسيان به شمار مي رفت، و گوربزرگان و نام آوران آنان درآنجا بود واهميت ويژه اي داشتند؛ به عبارت ديگر، اينها مراكز مذهبي ايرانيان هخامنشي بودند، مانند اورشليم و واتيكان، كه نظر به اهميت آييني خود، مركزثقل بسياري از حوادث بوده اند. البته ازاين دو تخت جمشيد بيشتر اهميت داشته است و به همين دليل، اسكندرمقدوني آنرا به عمد آتش زد تا گهواره و تكيه گاه دولت هخامنشي را ازميان ببرد و به ايرانيان بفهماند كه ديگردوره فرمانروايي آنان به سرآمده است. نام اصلي اين شهر پارْسَهْ بوده است كه ازنام قوم پارسي آمده است و آنها ايالت خود را هم به همان نام پارس مي خواندند. پارسه به همين صورت در سنگ نوشته خشيارشا برجرز درگاهاي «دروازه همه ملل» نوشته شده است، و درلوحه هاي عيلامي مكشوفه ازخزانه و باروي تخت جمشيد هم آمده است. يونانيان ازاين شهر بسيار كم آگاهي داشته اند، به دليل اينكه پايتخت اداري نبوده است، و در جريان هاي تاريخ سياسي ، كه مورد نظريونانيان بوده، قرارنمي گرفته. به علاوه، احتمال دارد كه به خاطراحترام ملي و آئيني شهر پارسه، خارجيان مجاز نبوده اند به مكانهاي مذهبي رفت‌‌ وآمد كنند و در باب آن آگاهي‌هايي به دست آورند؛ همچنان  كه تا پايان دوره قاجار، سياحان اروپايي كم‌تر مي‌توانستند در باب مشاهد و امام‌زاده‌هاي ايراني تحقيق كنند. بعضي گمان كرده‌اند كه در برخي از نوشته‌هاي يوناني از پارسه به صورت پارسيان persai   و يا شهر پارسيان Persia نام رفته است، اما اين گمان مبناي استواري ندارد.

www.tandismehr.ir

شرکت تندیس مهر باستان

/ تندیس و پیکره / تندیس ومولاژ / مجسمه و حجم سازی/ دروازه ملل / ستون و سرستون/ مبلمان /

/تندیس مشاهیر/ کتیبه / دکوراسیون / غرفه های نمایشگاهی/

/ فایبرگلاس / چوب / رزین / پلیستر/ سنگ /  شبه سنگ /

 


موضوعات مرتبط: كوچ نشيني هخامنشيان

تاريخ : چهارشنبه پانزدهم دی ۱۳۸۹ | 16:13 | نویسنده : سید سهیل مهرزاد |
        مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.