تندیس مهر باستان
|
|
مدیریت تندیس مهر باستان
![]() سيد سهيل مهرزاد
|
نوشته شده توسط سید سهیل مهرزاد | لینک ثابت |
بنام آنكه انسان را آفريد بنام آنكه انسان را آفريد گل لوتوس در دست داريوش هنوز هم هديه صلح و دوستي به تمام جهانيان است
نياكان ما اين تمدن و اخلاق را راحت و آسوده بدست نياوردند و براي ساخت چنين ميراث گرانبها ، فداكاريها و جا نفشانيها كرده اند و ماوارث بالحق آنانيم . پس قدر اين ميراث را بدانيم و از گوهري كه به يادگار برايمان مانده حفاظت كنيم. آنرا از لاي دستمالي كه در گوشه صندوق خانه دلمان است بيرون بكشيم با گلاب شستشو دهيم و به خود بباليم كه ايراني هستيم . مدير عامل شركت تنديس مهر باستان سيد سهيل مهرزاد نوشته شده توسط سید سهیل مهرزاد | لینک ثابت |
unwto.ir
کلیک
همه چیز درباره سازمان جهانی گردشگری ومجهزترین پورتال گردشگری کشور
برای کسب اطلاعات بیشتربا شماره های ۷۷۶۲۱۴۹۰-۷۷۶۲۱۴۹۱تماس بگیرید نوشته شده توسط سید سهیل مهرزاد | لینک ثابت |
نگاهي به تمدن آندرونووا موضوع: نگاهي به تمدن آندرونووا شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 23:0 نگاهي به تمدن آندرونوواجاي جاي آذربايجان مأواي آثاري منقوش در صخره ها و كوههاي برافراشته ايست كه اين نقوش گوياي حضور تاريخي بشر اوليه در اين مكانها مي باشد . انسانهاي باستان با طرز تفكر خاص خويش ، خالق اين آثار مادي و معنوي هستند .مطالعة اين آثار طرز تفكر انسانهاي باستان آذربايجان را به وضوح بيان ميكند .نقوش مختلف صخره اي در شمال و جنوب آذربايجان تماماً به تمدن سرتاسري آندرونووا متعلق هستند. تمدن آندرونووا تمدني است عظيم و سرتاسري مربوط به تركان باستان كه شاخص اصلي آن وجود تصاوير حيوانات شاخ دار نظير گوزن ، بزكوهي ، قوچ و غيره و انسان شكارچي با نيزه و كمان مي باشد.شاخ در ميان تركان قديم و به طبع آن در تمدنهاي بعدي تركان نيز از اهميت فراواني داشته و علامت قدرت و اقتدار بوده است .همين موضوع در علامت رسمي تركان نيز ظاهر شده و بصورت هلال ماه در آمده است. مثالهاي زيادي از تركان باستان در اين مورد قابل ذكر است . مثلاً در ميان عيلاميان پروتوتورك كه در همسايگي آذربايجان در خوزستان فعلي مي زيستند شاخ از اهميت زيادي برخوردار بوده است. در سنگ نبشته اي مربوط به عيلامي ميانه شاخ جزء مهمي از هر معبد بوده و نهاد الويت آن زمان بوده است. به طوري كه شاه شيلهاك اينشوشيناك در قرن دوازده قبل از ميلاد افتخار كرده است كه بيست معبد شاخي را حفظ و دو باره سازي كرده است . پانصد سال بعد آشوربانيپال با افتخار به ما اعلام مي كند كه در جريان فتح شوش ، شاخ هاي برتري ريخته گري شده را از زيگوراتها - معابد مذهبي تركان باستان - بركنده است. خاقان هاي عيلامي ها ، خدايان و صاحب منصبان عيلامي نيز همگي داراي تاج و كلاههاي شاخدار بودهاند. سومريهاي پروتوتورك هم داراي چنين رسم دامنه داري بودهاند: " نين قيرسو " كه داراي شخصيتي خدايي بوده تاج شاخدار بر سر داشت. اكثر اشياء موجود در موزة تهران ( ايران باستان ) كه مربوط به تركان باستان مي باشد داراي نقوش با تاجهاي شاخدار مي باشند. در آثار تركان بعدي ( مانناها ، ساكاها ، اورارتوها و …) نيز اشياء منقش به انسانهاي با كلاه شاخدار به چشم مي خورد. در افسانه ها و داستانهاي قديمي كه در ميان تركان رواج داشته شخصيتهاي افسانه اي براي ارائة قدرت و اقتدار خويش با تاج هاي شاخدار ظاهر ميشوند. مثلاً رستم و اسكندر در داستان بوينوزلو اسكندر.
درميان اشكانيان نيز شاخ سمبل اقتدار بوده و اين يه تدريج تبديل به حلقه شده است. ساسانيان نيز همين رسم را ياد گرفتهاند. در نقوش خان تختي سلماس ، حاكمان مغلوب آذربايجان حاقه هاي اقتدار آذربايجان را تسليم حاكمان ساساني مي كنند.
در تركان بعد از اسلام و حتي معاصر نيز اين سمبل به شكل ديگري به چشم مي خورد و چيزي از اهميت آن كاسته نمي شود. مثلاً شاه اسماعيل خطايي اقتدار خود در آذربايجان را با تزئين مناره اي با شاخ قوچهاي شكاري در شهر خوي به نمايش مي گذارد. امروزه در بام بسياري از خانه هاي روستايي آذربايجان شاخ قوچ به عنوان نماد برتري و قدرت و دفع كننده بلاها با شكوه هر چه تمام تر خودنمايي مي كند.همين سنت مردمي تركي به ميان فارس ها نيز رفته است.
امروزه نقوش مربوط به تمدن آندرونوا در اطراف زنگهزور ، كلبه جر، قرهداغ ، ساوجبلاغ و قبوستان به چشم مي خورد.
هورريها در آذربايجان:
به استناد يافته هاي باستانشناسي هورري ها اولين قوم مشخص صاحب دولت در آذربايجان بودند. اقوامي كه به زبان هورياني hurrohe - از زيرگروههاي زبانهاي التصاقي، هم خانواده با زبان تركي- سخن مي گفتند چهار هزار سال قبل ( هزاره دوم قبل از ميلاد ) در آذربايجان ، آناطولي و شمال بين النهرين پراكنده بودند.هورري ها ساليان بعد در اثر تغيير و تحولات سياسي و اجتماعي به نام " ميتاني " تن در دادند و در تاريخ آذربايجان به شكل " ميتاني" ها ظاهر شدند. اين تغيير و تحول اسامي در تاريخ عمومي ترك بسيار رايج است و مثالهاي بيشمار دارد. ميتاني ها را هرودوت " ماتي نر " ، استرابون " ماتيانر" ناميده اند. اين نام در تورات " ميديان" و در قرآن در سوره اعراف آيه 85 به شكل " مدين " آمده است.علاوه بر بسياري از مظاهر بارز تمدن هورري ها و ميراث فرهنگي اين قوم پروتوتورك در آذربايجان و آناطولي معاصر معروفيت اين قوم در پرورش اسبهاي اصيل - ماشين جنگي آنروزگار - شهرة عام و خاص بوده است. آنها وسايل و لوازم خانگي خود را با نقش اسب تزئين مي كرده و از آن لذت مي بردند. چارلزبورني رئيس هيئت حفاران هفتوان تپه سلماس از نمونه اي منقوش سفالي يك ارابه با دو اسب مربوط به تمدن هوريان در سلماس گزارش مي دهد و به احتمال زياد امروزه در موزه هاي اروپايي استقرار يافته است. در سال 1924 ميلادي نيزدرناحية ماكو ظرفي به شكل اسب پيدا شده است كه پاهاي آن شكسته بود. در روي اين ظرف گلي پخته شده نيز تزئينات زين و برگ ديده مي شود. روي دهانه آن يك گل سه پر نقش شده بود. روپوش اسب بصورت نمدي با نقوش متعدد و با نهايت دقت مجسم گرديده بود. موضوع نقوش روپوش ، مجلس شكاري است. اسبي به دنبال گوزني روان است و پرندگاني كه در ميان گل هاي مصنوعي نقش شده است در پروازند.
گفتني است در سنت تركها ، اسب وفادارترين رفيق ، يار و شريك پيروزي ها ، هشدار دهنده و مشاور ، رهانندة قهرمان و هم شأن او شمرده مي شده است. اسبها نيز همچون جنگاوران در پايان جنگها طي تشريفاتي خاص به خاك سپرده مي شدند. هم اكنون چند گور اسب در آناطولي وجود دارد كه زيارت مي شوند. در آذربايجان نيز مكانهاي مقدسي محل غيب اسب افراد نامي آذربايجان شمرده مي شود مانند درياچه ساوالان محل غيب اسب بابك. پدر گرامر زبان تركي " محمود كاشغري " در كتاب ديوانلغات الترك نيز اسب را " بال ترك " ناميده و عبدالرشيد بن صالح بن نوري باكويي مؤلف كتاب " تلخيص الاثار في عجايب القطار " نوشته است كه تغزغزها ( تركان اوغوز ) اسب را مي پرستيدند. در افسانه هاي تركي نيز سخن از اسب فراوان رفته است. در داستان شاه اسماعيل ، وي از شكم و اسب او يعني " قمردايي " از پوست سيبي كه درويش " عديل شاه " عقيم مي دهد متولد مي شود. پيوند قمردايي با شاهاسماعيل يادآور پيوند قيرات با كوراوغلو است.
در داستان بابك نيز داريم كه اسب بابك هر سال در روز مرگ وي از ساوالان بيرون آمده به ياد بابك شيهه اي كشيده و دوباره به درياچه بالاي كوه فرو مي رود. در افسانه " وفالي آت " يكي از داستانهاي آذربايجاني اسب بامليك ممد سخن مي گويد و او را از خطرات آگاه و راهنمايي اش مي كند. در افسانه هاي تركان ياكوت در سيبري اسبهاي بهادران از سرزمين آفتاب مي آيند و با قهرمانان سخن گفته و آنها را از مهلكه رها مي كنند. اسب كؤگودي مرگن قهرمان داستان آلتاي ، " ماآداي قارا " نيز با او حرف مي زند.اسب در طول تاريخ ثروت گرانقيمت مردم آذربايجان بوده است. وجود اين ثروت و همچنين سنگهاي قيمتي و مستحكم فراوان سبب شده بود كه اقوام تجاوزگر آشوري هر از چند گاهي براي بدست آوردن غنايم جنگي - اسب و سنگ و چوب - به آذربايجان حمله كرده و سبب خرابي ها و خسارات فراوان شوند. لوحه اي از تيگلات پلاسر اول ( 1114 - 1076 ق.م ) اين موضوع را به خوبي بيان مي كند. هورري ها چند صد سال در تاريخ ، مستقل و سربلند زيستند تا اينكه آشوري ها توانستند آنها را مغلوب كنند.
تمـــدن كـــورقــــان:يكي از مهمترين شاخص هاي تمدن و فرهنگ تركان باستان كه ادامه اين سنت در ميان پاره اي از قبايل و اقوام ترك تا امروز بر جاي مانده است برپايي كورقان ها يا تپه مزارهايي است كه در جاي جاي قلمرو تركان برپا شده است. به عبارت ديگر هر كجا كورقاني بوده ، طايفه تركي نيز بوده و هر كجا طايفة تركي ساكن بوده كورقاني هم از خود به يادگار گذاشته است. قديمي ترين كورقانهاي بدست آمده در آذربايجان مربوط به دورة مئزوليت ( سه تا چهار هزار سال قبل از ميلاد ) مي باشد.
نحوة برپايي كورقان ها بدين ترتيب بود : تركان قديم ابتدا مردگان خود را در داخل قبرهايي به عمق 2 متر به خاك سپرده سپس همراه با ملزومات زندگي اعم از اشياء سفالي ، اسلحه هاي آهني، طلايي، قطعههاي زين و يراق به ويژه دهنه هاي اسب به گونه اي مخصوص و حلقه هايي قابل ستايش به سبك حيواني و گاهاً تعدادي خدمت كار و اسب دفن مي كردند. نحوة بخاك سپردن مردگان در تمام كرقان ها يكسان نيست ، بعضي چاله ها عميق و بعضي ها كم عمق هستند. بعضي ها مردگان را در حالت خميده به خاك سپرده و بعضي ها سوزانيده شده بر روي آنها ماده قرمز رنگ گل اوخري پاشيده مي شدهاست. پس از اين مراسم برروي چاله تخته هايي قرار داده و بنابر رسمي قديمي از تركان - كه اين رسم در كتاب برهان قاطع اثر محمد بن خلف تبريزي در مادة آذربايجان نيز ديده مي شود - هر فردي از افراد قبايل ترك بر اساس توانايي خود دامن خاك بر روي قبر مي ريخت و در نتيجه تپه بزرگي بوجود مي آمد كه با دايره اي از قطعه سنگها محصور مي گشت. تعدادي از اين گورها بدون مرده بوده است. بي شك اين گور ها به افتخار جنگجوياني كه دور از قبرستان خانوادگي تركان از پادر آمده بودند برپا شده است. هرودوت در سده هاي قبل از ميلاد كه با تركان ساكن اروپاي شرقي و بالكان و يوناني امروزين در ارتباط بوده اين رسم تركان را كاملاً مي شناخته است.رسم برپا داشتن تپه هاي بزرگ به يادبود مردگان گرچه يادآور سنت قديمي تركان سومري و عيلامي در برپايي معبدشان به نام زيگورات مي باشد ولي در تاريخ آذربايجان با نام اوغوز خاقان - قهرمان اساطيري تركان كه تاريخ دانان وي را همان مته خان ، خان هون ها مي دانند - عجين شده است. تاريخ چنين روايت مي كند كه اوغوزخاقان پس از فتح سرزمين هاي مختلف براي يادبود ، دستور به برپايي تپههايي داده است و بنابه نوشته برهان قاطع وجه تسميه آذربايجان نيز به خاطر همين تپه هاست. چرا كه در زبان تركي " آذر/اَذر " به معني بلندي يا تپه است. البته گفتني است اين وجه تسميه چندان موردي نداشته و جزو Folk Ethymology يا وجه تسميه عاميانه مي باشد. جديدترين و علمي ترين ريشه شناسي نام آذربايجان از طرف مرحوم ميرعلي سيدوف ارائه شده است. به نظر وي آذربايجان مركب از آس/آذ+ ار + باي + جان مي باشد.درميان مردم آذربايجان نيز در مورد اوغوزخاقان روايت هاييست كه اوغوز بسيار عظيم الجثه بوده و بدين سبب به اين نوع تپه هاي مصنوعي يا كورقان ها " اوغوز تپه لري " يا تپه هاي اوغوز مي گفتند. همچنين امروزه در اوكرائين آثار كورقان هاي قديمي تركان ساكن اين سرزمين قبل از مهاجرت روس ها را " اوغوز " مي گويند. وامبري توركولوژ مشهور مجاري نيز در اين باره مي گويد : شرقي ها دوست دارند فضايل مقدسين خود را با قامت استثنايي كه براي آنها قايل مي شوند بالا ببرند. در ايران نيز به چندين سنگ قبر برخوردم كه از اندازه معمولي خيلي درشت تر تراشيده شده بود. همچنين در قسطنطنيه در كرانه آسيايي بوسفور و كوه موسوم به ژوزويه قبر درازي واقع است كه تركها به عنوان شخصيت برجستة مذكور در انجيل و يونان به عنوان اينكه خاكستر هركول درآن دفن شده به آن احترام مي گذارند . اين رسم در ميان تركمنان نيز به همان شكل قديم مانده است بطوريكه وقتي يكي از رؤساي برجسته يعني كسي كه به دريافت لقب باطور ( دلاور)نائل شده است بميرد رسم است كه يك تپه روي قبرش بر پا كنند هر تركمن واقعي بايد با ريختن دست كم هفت پارو خاك در آن شركت كند و از آن جهت است كه اين بناهاي يادبود خشن غالباً داراي شصت پا محيط و بيست و پنج تا سي پا ارتفاع مي شود.وامبري در بارة اين تپه هاي بزرگ توضيح مي دهد :اين رسم در نزد هون هاي قديم هم وجود داشته است و مجارهاي امروز هم گاهي آنرا بجا مي آورند چند سال پيش نيست كه به دستور كنت ادوارد كارولي يكي از اين تپه ها را در مجارستان به يادبود كنت شجن لي براي اثبات احترامي كه مردم به او داشتند ساخته اند . بي مورد نيست بدانيم امروزه رسم ريختن يك مشت خاك بر روي قبر در ميان اروپايي ها يادگاري از حضور تركان در اروپا مي باشد.
|